"رهبري در ايران داراي سه سه...نو نوع مشروعي....اس،
يك نننوع مشرويت سنتي اس...چراكه بلاخره رهبر مرجع تقليد خيلي هااست و مرجعيت نوعي مشروعيت سنتي اس،
ثانياً رهبري ....ربر انقلاب انقلاب است و رهبري انقلا... نوعي رهبري كاريزماتيك است،
ثالثاً رهبري، قانوني و منتخب خخخبرگان اس و هم اينكه رهبري در ايران ادامه ولايت پيامبر(ص) است..." [؟!!!؟]
سخنان دست وپاشکسته و نامفهوم سعید حجاریان،در مصاحبه ی پر حرف وحدیث چند شب پیش انقدر سوال و ابهام را در خود داشت که شاید هیچ عاملی چون زمان پاسخگوی حقایق و ناگفته هایش نخواهد بود... اما یک سوال را در ذهن هر انسان اهل فکر ، اهل انصاف و صاحب دغدغه ، اهل منطق و دوست یا دشمن ، مخالف و یا مدافع نظام ، حامی انقلاب اسلامی و یا بازیخورده ی کودتای مخملی و غیر مخملی !!! بوجود می اورد که به این اسانی نتوان از کنارش عبور کرد و انهم اینکه :
آیا میتوان در مدتی کوتاه متحول شد؟!
پاسخ هم آری است و هم نه ! اما...
آری میتوان یکشبه ره صد ساله پیمود! شرح حال برخی عارفان همچون فضیل عیاض دلیلی است بر این مدعا. اما این پاسخ “آری” نیازمند کندوکاوی بیشتر است.
نخست آنکه اینگونه دگرگونیهای سریع در عرصهی اشراق و عرفان رخ میدهد که اصولا “علم حال” است و نه “علم قال”.
حکیمی فاضل بر سر کلاس درس خود ميگفت : گمان مبرید آن شخص میگساری که یکشبه عارفی پاکباز میشود، پیش از آن نشانههایی از این پاکبازی در او نبوده است... شاید او در میگساری با دوستان نیز به اصطلاح، ساقی با مرامی بوده و در تقسیم شراب، همواره خود را کمتر از دیگر همپیالهها مورد توجه قرار میداده است و تا دیگران سرخوش نمیشدند، سرخوشی خویش را خوش نمیداشته است. نتیجه که این تحول نیز چندان آنی نبوده است...!
دوم: کار پاکان را نباید قیاس از خود گرفت. هستند کسانی که “چاه ناکنده به آب رسیدهاند، اما نمیتوان نتیجه گرفت که چاه نا کنده میتوان به آب رسید.
همچو چه کن خاک میکن گر کسی / زین تن خاکی که در آبی رسی
گر رسد جذبهی خدا آب معین / چاه ناکنده بجوشد از زمین
کار میکن تو بگوش آن مباش / اندک اندک خاک چه را میتراش
اما... چاه ناکنده نمیتوان به آب رسید و این “جذبهی خدا” امری است که به ندرت و برای خاصان روی میدهد.
اصل خود جذب است،لیک ای خواجهتاش / کار کن،موقوف آن جذبه مباش
سوم:اگر این جذبه رخ دادنی باشد، برای انسانهای خاص،ندرتا و در امور معنوی اتفاق میافتد و نه در عرصهی “علم سیاست مدن” که به قول حافظ:
رند عالم سوز را با مصلحتبینی چه کار / کار ملک است آنچه تدبیر و تامل بایدش...
اما... اگر این سه مصاحبه کننده،سخن از جذبهها و شواهد معنوی و تحولات روحانی خویش میگفتند حرفی نبود. حال که آنان سخن از تحولات سریع در عرصهی اندیشهی سیاسی خود میگویند باورکردنش دشوار، بل محال است...!
چهارم: هیچ عقل سلیمی از گزارهی – که باور مسلمانان است – “پیامبر اسلام بیسواد(امی) بوده است”، نتیجه نمیگیرد که نباید سواد آموخت و سواد آموزی امری ناپسند و بیهوده است.
گويند عقل معاش را در حوزه سیاست و اجتماع و حکومت، عقل مصلحت اندیش هم تعريف شده است و البته در میان غربیان به آن عقل مدرن، عقل حسابگر، تجربهگرا، عقل عملی و وجدان اخلاقی هم میگویند که در روش یکی هستند؛ اما در هدف عقل معاش با عقل مدرن متفاوت است. در عقل مدرن تنها سود و نفع مد نظر است در حالی که در عقل معاش حیات معقول مورد نظر خواهد بود.
هرگاه عقل معاش از مسیر صحیح خارج گشته و مورد سوء استفاده قرار بگیرد نام آن دیگر عقل نیست بلکه شیطنت است امام صادق(ع) درباره عقل و زیرکی معاویه فرمود: "تلک النکراء تلک الشیطنه و هی شبیهه بالعقل و لیست بالعقل" یعنی این امر مذموم و ناپسند و این شیطنت است. چیزی که شبیه عقل است و عقل نیست...
شايد این مصاحبه در صدد آن بود که به مومنین خود بقبولاند که با دانشاندوزی دنيوي راه به خطا میبریم و تنها با ساعتها در انفرادی به سر بردن و دل از زنگار سواد و حرف زدودن است که میتوان راه راست با عقل معادي يافت كه امام صادق (ع) در تعریف آن فرموده است: "العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان"، یعنی عقل آن نیرو و موجودی است که خداوند به وسیله آن عبادت میشود و بوسیله آن بهشت بدست میآید ...
مخلص کلام اینکه حقیقتا در برابر تمام حرفها و حدیث ها و توجیحات و اشعار و حکایات !!! فراوان از آراء و نظرات منحصر به فرد حاج حسین شریعتمدار و تا ساده لوحی گری های صدا و سیمای فخیمه و در مقابل لجن پراکنان همه چیز از دست داده .... هنوز اين سوال بي پاسخ است كه :
* چگونه است شخصی مانند آقای حجاریان که به شهادت مخالفیناش نیز یک تئوریسین قابل و توانا است در محیطی ایزوله و بدون دسترسی به کتاب و روزنانه و …میتواند به چنین تحولی دست یابد؟ اگر تحول ایشان به گفتهی شریعتی از جنس تحولات گروهی محدود از عارفان در تاریخ است که بدون کتاب خواندن و دانشاندوزی نیز مقدور و میسور است دیگر آن سخن از ماکس وبر و نقد او گفتن چیست؟ پوزیتیویسم، سکولاریسم، مارکسیسم، لیبرالیسم و آنارشیسم چه محلی از اعراب دارد؟
* در حالیکه بسیاری از مدافعین و معتقدین و علمای اهل فقه به ولایت فقیه در لابلای کتابهای و احادیث و روایات هنوز در تردید انتصاب و انتخاب مانده اند ... چگونه می توان باور کرد که مبلغ نظریه سلطانیسم و حکومت! یک شبه و به یکباره قائل به نوع "مشروعیت ولایت فقیه" از منظر انتصابیونی چون ایت الله طباطبایی ، حضرت امام خمینی و ایت الله مصباح یزدی قائل به اعتقاد به ادامه ولایت پیامبر اکرم(ص) می شود و احتمالا حکومت اسلامی شود...
آیا باید بر این باور بود که تحول عارفانه – بدون دسترسی به کتاب و در انفرادی، شهوداتی در باب نظریات ماکس وبر و شناخت “ایسم”های مذکور و فقه حکومتی را به دنبال داشته است؟!!؟
جل الخالق!
پی نوشت :
* اينكه عاشق شده اي ! يا عارف! و يا چه!! كه "عقل معاش " از تو رنگ باخته است و با " عقل معادش" اينطور سخن مي گويي و مسحور مي كني دوستداران و دوست نداران ات را.... نمي دانم برادر!
تنها از تو ميخواهم !همانطور که ضارب ات را آنطور بخشيدي و در آغوش ات گرفتي اش... مرا هم ببخشی و حلال كنی! مرا نيز در اغوش بگير برادر ... تا از نزدیکتر بشنوي نجواي عاشقانه ام :را كه گرگ اسیر شود بازهم گرگ است و توبه گرگ هميشه همان است كه ميداني برادر!!
بعد نوشت :
حجاریان: نقش بازی کردم ،آزاد شدم (بدون شرح)
بسمالله الرحمن الرحيم
"روز قدس" يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند.[روز قدس] روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس ميدانند، و عمل ميكنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بيتفاوت هستند، يا ملت ها را نميگذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملت هاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد، تمام ملت ها قيام كنند و اين جرثومههاي فساد را به زبالهدان ها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنبالهروهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئهچينهاي رژيم فاسد و ابرقدرت ها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛
روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اينكه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، كلمة آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريكا نميتواند به اينجا حكومت كند، و ديگر ساير ابرقدرتها نميتوانند در اين مملكت حكومت كنند.

امام خمینی [است] !
ما با يك جمعيت كمي در مقابل دشمنهاي زياد، دشمنهاي بسيار، قيام كرديم و ابرقدرتها را شكست داديم. و كسي گمان نكند كه ديگر بعضي از اين قشرهاي فاسد، بعضي از اين چپروهاي امريكايي يا غير امريكايي، بتوانند در اين مملكت اظهار وجود كنند. آن روز كه ما بخواهيم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زبالهدانهاي فنا خواهند ريخته شد. ملت بزرگ ما ديگر از اين حركات مذبوحانه نخواهد ترسيد. حركاتي است كه اواخر عمر، اشخاص فاسد ميكنندـ چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ايران اين حركات را كرد، و منتهي به فنا شد.
دولتهاي عالَم بدانند كه اسلام شكست بردار نيست. اسلام و تعاليم قرآن بر همة ممالك بايد غلبه كند. دين بايد دين الهي باشد، اسلام دين خداست؛ و بايد در همة اقطار اسلام پيشروي كند. روز قدس، اعلام به اين است كه مسلمين به پيش! براي پيشرفت در همة اقطار عالَم. روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است؛ روز حكومت اسلامي است. روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود.
" همه بايد دوست با هم باشيم. مسلمين «يد واحده» بايد باشند. جهات شرعى را حفظ بكنند، جهات اخلاقى را حفظ بكنند. هى اين به او بدگويى كند، او به اين بدگويى كند، اين اسباب ناراحتى مسلمانهاست. آقايان مىگويند، مسلمانها مىگويند، خوب ما خون بچههايمان [را] دادهايم، يك قبرستان اينجا پر است از جوانهاى ما، برستانهاى شهرستان پر از جوانهاى ماست كه در راه اين مملكت و در راه اين اسلام اينها كشته شدهاند. حالا كه اينها كشته شدهاند، آقايان آمدهاند از خارج و از داخل، با هم نشستهاند دعوا مىكنند. سر چه ميراثى دعوا مىكنيد؟ ميراث پدر كدامتان است؟ يك قدرى آرام باشيد. يك قدرى توجه كنيد به مسائل. هر وقت هر كدام صحبت [مى] كنيد به ضد ديگرى نباشد كه اين خلاف آداب اسلام است، خلاف آداب مسلمين است، خلاف انسانيت است، خلاف مشى انبيا و مشى اولياست. نكنيد اين كار را. يك قدرى آرام باشيد. يك قدرى هواى نفس را كنار بگذاريد، اشتهار را كنار بگذاريد. تمام گرفتاريهاى ما سر اين هواى نفسى است كه ما داريم. اعداء عدوّ ، انسان اين نفْس انسان است كه در بين جنبيه است. اين اعداء عدوّ انسان است. يك قدرى جلويش را بگيريد، يك قدر مهار كنيد."
والسلام علي رسول الله و علي أئمة المسلمين
روح الله الموسوی الخمینی
صحيفه امام، ج 9
پی نوشت :
*مدعی آرمان امام خمینی و معترض دور شدن سایرین از اسلام و انقلاب شدی .... ولي خودت میدانی ...
* یا حسین و تقدس سبز را به فریاد میزنی! و خودت میدانی ...
* بر پشت بام خانه ات به نیت نابودی ظلم شعار الله اکبر را فریاد زدی ! اما خودت میدانی ....
* شعارت شده است : نه غزه ! نه لبنان ! فقط برای ایران !!؟ میدانی خودت...
میدانی که خودت را خر کرده ای ! مطمئنم و مطمئنی برای ایران ات!برای ایرانمان هم نخواهی آمد! نخواهی ایستاد ! نخواهی مُرد ...
خودت را خر کرده ای ! قبول کن...
تعبير زيبا و حكيمانه رهبر معظم انقلاب از دانشجويان به عنوان افسران جوان درجبهه مقابله با جنگ نرم نگارنده را بر آن داشت ضمن تلاش بر تاكيد مجدد بر لزوم توجه به اهميت قدرت نرم بعنوان يكي از مولفه هاي تاثير گذار در تحولات جدید صحنه سیاسی بين الملل ، ضمن معرفي ابعاد جايگاه قدرت نرم و همچنين لزوم هوشياري در برابر تهديدات نرم که بصورت اجمالي و گذرا به قسمتي از شرح وظايفي که مي توان براي دانشجويان و گروه ها و افراد داخل در دایره طیف ارزشی و اصولگرایی علی الخصوص با زمزمه های موجود در فضای دانشگاه ها در اينباره متصور بود، را به نگارش در آورد.
با نگاه بر محتوای سند امنیت ملی ایالات متحده و همچنین مطالعه ی اجمالی اقدامات شورای روابط خارجی امریکا در سالهای اخیر ، بی شک میتوان اذعان نمود که جنگ نرم بر عليه جمهوري اسلامي ايران از برنامه هاي قطعي استکبار جهاني مي باشد که به دليل نااميدي و ناتواني از مقابله نظامي با ايران از مدتها پیش در دستور کار- به صورت جدي- قرار داده است.
که البته باید اذعان نمود که در اين ميان حوادث بعد از انتخابات فرصت بسيار مناسبي را ايجاد کرد که جنگ نرم بر عليه ايران را وارد فاز جديد ومناسبتري کند تا بهترين فضا براي اجرايي کردن هرچه بيشتر جنگ نرم در اين مقطع حساس در دانشگاه ها مي باشد ، زيرا طراحان جنگ نرم بيشترين سرمايه گذاري را براي ايجاد شبکه و يارگيري ابتدا بر روي نخبگان و دانشگاهيان انجام داده و سپس از طريق آنها به بدنه جامعه منتقل مي کنند، اما نكته اي كه پس از سخنان رهبري مورد اهميت است ، بيان شرح وظايف محوله به عهده ي دانشجويان ارزشمدار و صاحب جایگاه اجتماعی ، بنا به تعبیر رهبری " افسران جبهه ی علیه جنگ نرم " در قالب این موارد به نظر اینجانب می رسد:
۱- ولايت پذيري و دفاع از حريم ولايت بحث ولايت پذيري و دفاع از حريم ولايت از دو منظر قابل تامل مي باشد :
اول آنکه تحليل مجموعه اقدامات انجام گرفته براي براندازي نرم –جنگ نرم- در ايران نشان مي دهد که طراحان جنگ نرم بر عليه ايران به علت جايگاه ولايت فقيه در اعتقادات جامعه ايران و ميزان تاثيرگذاري آن و همچنين به عنوان مهمترين عامل در پيشگيري از براندازي نرم نظام جمهوري اسلامي آنهم با وجود گذشت قريب به سه دهه از عمر انقلاب ايران ، بيشترين طراحي را براي مشروعيت زدايي و مخصوصا اعتبار زدايي از جايگاه ولايت فقيه و به صورت مشخص از شخص مقام معظم رهبري را در دستور کار خود قرار داده اند. دوم انکه ولايت فقيه به عنوان يک فقيه عالم و با تقوا وعادلترين و آگاه ترين فرد به مسايل سياسي و حکومتي قطعا شايسته ترين فرد براي اطاعت پذيري نيز خواهد بود . در چند ماه اخير در حوادث بعد از انتخابات يکبار ديگرنقش رهبري و جايگاه آن براي حفظ نظام به خوبي براي دوست و دشمن آشکار شد،آنهم در شرايطي که شايد بسياري از اهداف براي تحقق به اصطلاح"کودتای مخملي" در ايران اتفاق افتاده بود و يا شرايطش مهيا شده بود. مقام رهبري به عنوان فصل الخطاب و همچنين به عنوان مهمترين رکن جامعه ايران براي حفظ و انسجام ملي و اسلامي سبب شد که کشور از فتنه ي بزرگ به سلامت عبور کند . وجود ولايت فقيه به عنوان بزرگترين عامل در جلوگيري از بوجود آمدن انقلاب مخملي در ايران نشان داد که تفاوت ايران با گرجستان ، اوکراين و حتي کشور قدرتمندي همچون شوري سابق دروجود جايگاه ولايت فقيه در ساختار حکومتي و سياسي و مذهبي مي باشد.بنابراين اين دو موضوع نشان مي دهد که افسران جبهه نبرد بايد در اولين گام ها ولايت پذيري و دفاع از حريم ولايت را در صدر برنامه هاي خود براي مقابله با جنگ نرم را قرار دهند ، که این همان تعبیر حضرت امام (ره) می باشد که "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت آسیبی نبیند"
۲ حفظ هويت ايراني اسلامي اساس جنگ نرم براي تحت تاثير قرار دان باورهاي فرهنگي و اعتقادي جامعه هدف مي باشد. بنابراین ضروريست براي مقابله با جنگ نرم حفظ و عمق بخشي به هويت ايراني و اسلامي جز اولين و شاخص ترين برنامه ها در مقابله با جنگ نرم باشد.امروزه جنگ نرم براي التقاتي کردن اسلام ناب برنامه ريزي و سرمايه گذاري کرده است. آنان به دنبال آن هستند که با ترويج فرهنگ سکولار هويت اسلامي را تحت تاثير قرار داده و از درون به لحاظ محتوايي متلاشي کنند و آن اسلامي باقي بماند که در ادبيات سياسي کشورمان به اسلام سکولار معروف شده است.
۳- مقابله رسانه اي و بالا بردن سواد رسانه اي جنگ نرم در حوزه رسانه ها اتفاق مي افتد.بدون هیچ گونه تردید بسياري از بار جنگ نرم بر دوش رسانه ها و همچنین هنر مي باشد. کشوري که از رسانه هاي قوي و متعددي برخوردار نباشد قطعا در اين جنگ رسانه ي که به فرهنگ و اعتقادات آن کشور تهاجم شده است ، شکست خواهد خورد. امروزه اگر در حیطه ی رسانه ها و متصدیان ما از سواد رسانه اي کافي برخوردار نباشند قطعا نخواهند توانست در فضايي سنگين رسانه ي اين روزهاي جهان تاب بياورند .
به وضوح می توان ملاحظه نمود که در اين ميان طراحان جنگ نرم سرمايه گذاري خاصي بر روي نشريات کلوپ های مجازی ُ، شبکه سازی اجتماعی از طریق رسانه های مجازی از قبیل فیس بوک ، تویتیر ، فرندفید و بالاترین و .... همچنین نشریات و روزنامه ها و .... هم سو با اهداف خود خواهند داشت ، و قابل پيش بيني است که بعضي از نشريات دانشجويي و رسانه های به ظاهر اخی را نیز نمايندگي جنگ نرم را خواهند کرد. که اين مسئله بايد مورد توجه جدي قرار بگيرد زيرا نشريات دانشجويي تاثيرات خاص خود را بر روي فضاي افکار عمومي دارند.
۴-خوشبين بودن از مهمترين اهداف جنگ نرم در کشورهاي هدف ايجاد روحيه رخوت،نااميدي و بي نشاطي در آن جامعه مي باشد. همچنانکه مقام معظم رهبري در ديدار چند روز قبل با دانشجويان فرمودند در برابر اين ترفند بايد دانشجويان به آينده خوشبين باشند. رهبر انقلاب اسلامي، نگاه اميدوارانه و خوشبينانه به آينده را باعث تقويت جبهه ملت ايران در مقابل جنگ نرم دشمنان دانستند و فرمودند:« اين خوشبيني، متكي بر تحليلِ واقع بينانه است ».بنابراين دانشجويان بايد به آينده انقلاب و کشور و خود خوشبينانه نگاه کنند زيرا دشمن در طراحي جنگ نرم به دنبال ان هست که شور کار ، نشاط و اميد به آينده را از آنان بگيرد.
۵-اصالت دادن تحصيل علم بر فعاليت هاي سياسي مقطعي همچنانکه مقام معظم رهبري اشاره فرمودند که «بنده هميشه دانشگاهها را به توليد علم و نهضت نرم افزاري فرامي خوانم چرا كه برتري علمي را يك ركن امنيت بلندمدت كشور مي دانم. ودر ادامه رهبر انقلاب اسلامي با هشدار به دانشجويان و دانشگاهيان درباره طرح دشمنان براي ايجاد اختلال در كار علمي دانشگاهها نيزافزودند: همه مراقبت كنند در اين مسائل سياسي كوچك و حقير، كار علمي دانشگاهها و كلاسها و مراكز تحقيقاتي دچار آسيب نشود و هدف آشكار و مشخص دشمن براي اينكه حداقل مدتي دانشگاهها را به تعطيلي و تشنج و اختلال بكشاند محقق نگردد.بنابراين اصالت تحصيل علم بر فعاليت هاي سياسي مقطعي يک اصل مهم براي افسران جوان در جبهه مقابله با جنگ نرم مي باشد.
۶- مواجه درست با نافرماني هاي مدني تشکل هاي معترض دانشجویی و غیره و مقابله با پروژه بي ثبات سازي و ايجاد نارضايتي يکي از اهداف مهم در جنگ نرم آن هست که دانشجويان و الخصوص تشکل هاي . مذهبی در مقابل این دست نافرماني هاي مدني ، اعتراض هاي غير قانوني و تحصنات ودادن بيانيه ها افراطي و گرفتن متينگ هاي سياسي مخرب لازم است با سیاستمدارنه و مدبرانه عمل نمایند
همانطور که شاهد بودیم در بسیاری از موارد گذشته عدم کنترل نیروی های خودی و گاها دستپاچگی نیروی ها ارزشی منجر به تشدید حوادث بعد از انتخابات گردید ! که با توجه شروع ترم جديد نیز دشمنان به دنبال التهاب افرینی مجدد و قطعا به صورت جدي تري دنبال خواهد شد. که تلاش در جهت ايجاد نارضايتي در ميان دانشجويان از ديگر برنامه هاي طراحان جنگ نرم مي باشد که بايد توجه داشت که در این میان خود تکميل کننده پازل دشمن در اين زمينه نباشیم.آنچه در اينباره به نظر مي رسد آنست که بايد بدور از افراط و تفريط اين مسله توسط خود دانشجويان مديريت شود.
۷-مقابله با مجموع اقدامات مغرضانه براي نشان دادن عدم کارآمدي و مشروعيت دولت منتخب يکي ديگر از مواردي که در طراحي ها براي انقلاب مخملي در ايران در نظر گرفته شده است اقدامات تخريبي احتمالي براي نشان دادن عدم کارآمدي و مشروعيت و اعتبار دولت منتخب –دولت دهم – خواهد بود
جایگزینی فرهنگ انتقاد و ترویج فرهنگ مطالبه ی قانونی و منصفانه و همچنین تلاش در دفاع و ابهام زدایی در مقابل اتهامات بی پایه و اساس متوجه به دولت و نظام را می توان از جمله تلاش های مثبت در جهت مقابله با بدخواهان دانست.
۸ مقابله علمی و مستدل با تفکر ليبرالي و دموکراسي غربي ، تلاش در ارائه نظرات و تئوری های جایگزین بومی واسلامی ، بجای گرفتار شدن و حالت تدافعی گرفتن در برابر نظرات غربی.
۹ مقابله با شکاف هاي قومي و مذهبي تشديد اختلافات قومي و مذهبي از راه کاري اصلي براي جنگ نرم مي باشد. بطوريکه در تحقق جنگ نرم بحث تشديد اختلافات قومي و مذهبي هميشه در رئوس اجراي برنامه ها بوده است. در همين زمينه تقويت فرقه هاي ضاله نيز مورد توجه خاص طراحان جنگ رواني بوده است.تقويت وهابيون و همچنين حمايت هاي جدي از بهايان در ايران از جمله اين برنامه ها ست. حتي ساختن مراجع قلابي و علمايي التقاطي از ديگر اين روش ها مي باشد .
۱۰- کسب آگاهي و بصيرت به گفته رهبري حتي بعضي از نخبگان کشور در حوادث اخير دچار بي بصيرتي شدند.بنابراين تلاش هميشگي براي کسب آگاهي و بصيرت از موارديست که بايد دانشجويان براي مقابله با جنگ نرم به ان توجه جدي داشته باشند.
۱۱- شفاف سازي و مشخص کردن خاکريز خودي و غير خودي افشاگري و شفاف سازي چهره ی نفاق، ابعاد مختلف و برنامه هاي جنگ نرم از موارديست که جزء وظيفه تک تک افسران جوان مي باشد. زیرا در جنگ نرم شما با خاکريز پنهان دشمن مواجه هستیم.خطوط و خط کشي ها در ان کاملا پنهان و غير آشکار مي باشد، دشمن شناسي و تشخيص خودي و غير خودي براي جامعه مشکل مي باشد.
پي نوشت :
* افسر : [اَ س َ ] (اِ) این کلمه را فرهنگستان بجای لغت صاحب منصب لشکری وضع کرده است ،به معنی صاحب درجه ٔ نظامی ، نیروی ویژه ، صاحب اختيار در عمل و مخییر به اقدام مناسب در شرایط مقتضی.
* حالا شما جوانانى كه گفتيم افسران جوان مقابلهى با جنگ نرم هستيد، از من نپرسيد كه نقش ما دانشجويان در تخريب مسجد ضرار كنونى چيست؛ خوب، خودتان بگرديد نقش را پيدا كنيد. يا مقابلهى با نفاق جديد، يا تعريف عدالت. من اينجا بيايم بنشينم يك بحث فلسفى بكنم، عدالت چند شعبه دارد، چه جورى است. حالا بامزه اين است كه ايشان ميگويند توى يك جمله بيان كنيد. معروف است يك نفرى زمان شيخ انصارى پسرش را آورده بود نجف. ديد طلبهها درس ميخوانند و ملا ميشوند و شيخ انصارى هم خوب، شخص بزرگى بود؛ هوس كرد پسرش را طلبه كند. آمد به پيش شيخ انصارى، گفت شيخنا! اين نوجوان را من آوردهام و خواهش ميكنم تا فردا كه ميخواهيم راه بيفتيم برويم، شما او را فقيه كنيد!( بخشی از بیانات ره بر )
* آن عاقلان که مر سر دین را بعلم خویش
بر تختگاه عقل و بصر تاج و افسرند...
بدون تردید انقلاب اسلامي خط پاياني بود بر منافع حياتي آمريكا در ايران كه آمريكاييها اين كشور را حياط خلوت خود احساس ميكردند. در طول 30 سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران با 20 سال حاکمیت جمهوریخواهان (رونالد ریگان 8 سال، بوش پدر 4 سال، بوش پسر 8 سال ) و 8 سال حاکمیت دموکراتها در زمان کلینتون مواجه بوده است و " در تمامی این سالها، ایالات متحده برای ایرانیان شیطان بزرگ و ایران برای آمریکاییها محور شرارت بوده است " .
اما سخنان باراک اوباما مبني بر اينكه : مهم است ما به دنیا نشان دهیم دوران دیپلماسی کابویی ( گاوچرانی ) پایان یافته است، بيانگر یک تفاوت در بعد سیاست خارجی جمهوری درمقابل ايران بود که گویای اتخاذ راهبرد جدیدی از سوی آمریکا در تقابل با ایران است که بر پایه به کارگيری قدرت نرم بنیان نهاده شده است.
دردیدگاه اندیشمندان، قدرت نرم درسه سطح : " راهبردی، میانی و تاکتیکی " قابل تفکیک می باشد. الف:سطح راهبردی ( استراتژیک ) : که بالاترین سطح قدرت نرم میباشد و در سطح نخبگان مطرح میگردد.
ب: سطح میانی قدرت نرم : که بر عنصر مردمی قدرت ملی کشور تأثیر دارد و هدف از آن ایجاد شکاف بین دو سطح راهبردی و میانی است و اين سطح میتواند بر میزان حمایت مردم از سیاستهای نظام و نخبگان مؤثر باشد. ( مانند مشارکت و مشروعیت نظام سیاسی )
ج: سطح تاکتیکی قدرت نرم : که پایینترین سطح رویارویی قدرت نرم می باشد، در سطح نیروهای مسلح کشور مطرح میگردد. عمليات رواني را ميتوان از مهمترين ابزارهاي قدرت نرم محسوب نمود. رونالد دی، مک لارین معتقد است عملیات روانی در سطح تاکتیکی میتواند به اهداف استراتژیک دولت و به دست آوری وفاداری و حمایت مردم کمک کند. وی اقدامات وزیر دفاع وقت فیلیپین در مبارزه با شورشیان هوک را نمونه موفقی از این برنامه یاد می کند. عملیات روانی با کسب دوباره وفاداری و پشتیبانی مردم از دولت به اصلیترین هدف استراتژیک دولت فیلیپین کمک کرد. اطلاعات پیش نیاز بسیار مؤثری برای عملیات روانی است که معمولاً نادیده گرفته می شود. امروزه در تداوم استعمار واستثمار ملل دیگر، نظام سلطه با بهرهگیری ازعملیات روانی و اجرای پروژه تهاجم فرهنگی ملتی دارای آرمان را به ملتی بیآرمان تبدیل مینماید و با تکیه بر روشهای سیاسی، روانی، شیوه های غیرخشونت آمیز و به کار گیری قدرت نرم ضمن تأثیرگذاری بر اراده حریف و نیروهای مقابل عملاً خاکریزهای دفاعی کشور را بدون خونریزی تصرف می نمایند. ازاین رو است که جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس میداند. راهبرد امنیت منطقه ای آمریکا (طرح خاورمیانه بزرگ ) بر کاربرد قدرت نرم در جهت امنیت سازی تأکید دارد. تهدیدات قرن 21 را تهدیدات نرم و جهانی سازی فرهنگ می دانند که حوادث 11 سپتامبر نقطه عطفی دراین زمینه است.
با مشاهده ی تحولات جهانی و شرایط موجود می توان قدرت نرم را بعد سوم قدرت دانست که از طریق سیاست نرم و تأثیرگذاری غیرمستقیم حاصل می شود و به نوعی مبتنی بر دستیابی به قدرت از طریق فضاسازی و کنترل ذهنیت و اراده جامعه است.
مانند انقلاب گلهای سرخ در گرجستان که هزاران گرجی، گل سرخ به دست علیه شواردنادزه به خیابانها ریختند و محافظانش را از مجلس بیرون کردند، یا انقلاب گلهای نارنجی در اوکراین، کیف و یا انقلاب مخملین در سال 1989، چکسلواکی و انقلاب گل مروارید در مجارستان و. . . بنابراین تهدید نرم امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کمهزینهترین و در عین حال خطرناکترین و پیچیدهترین نوع تهدید علیه امنیت ملی یک کشور است.
فروپاشی روانی یک ملت میتواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی ـ امنیتی و ساختارهای آن باشد. اندکی تأمل وبررسی گویای این واقعیت است که نفوذ معنوی و جایگاه جدید منطقهای ایران به نحوی است كه آمریكا میباید با پذیرش این قدرت كه برخاسته از قدرت نرم جمهوری اسلامی است، تلاش نماید در بلندمدت به نحوی برنامه ریزی كند كه مدیریت و كنترل نفوذ و قدرت منطقه ای ایران از طریق نرمافزاری و نه سخت افزاری پیگیری گردد. به عبارت دیگر مقامات و مؤسسات آمریكایی به این دیدگاه واحد رسیدهاند كه قدرت نرم جمهوریاسلامی باید از طریق قدرت و تهدیدات نرم آمریكا كنترل و مدیریت گردد. تلاشهای اوباما پس از حضور درکاخ سفید برمبنای همین راهبرد تدوین و در حال اجرااست. بدیهی است شناخت دقیق این راهبرد و مجهز شدن ایران اسلامی به سازوكارهای مناسب آن ضرورتی است که امکان رویارويی با قدرت نرم آمريکا را برای ما فراهم می آورد.
جوزف نای، محقق برجسته روابط بینالملل که خود برای اولین بار اصطلاح «قدرت نرم» را در اواخر دهه ۱۹۸۰ م به کار برد، در سال ۲۰۰۴ کتاب «قدرت نرم: ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی» را منتشر نمود. وی در این کتاب ایدهها و استدلات مربوط به قدرت نرم را در متن شکلگیری سیاست خارجی آمریکا پس از حملات یازده سپتامبر و به خصوص جنگ عراق مورد بررسی قرار داده است. از نظر نای موفقیت در سیاستهای جهانی مستلزم استفاده از قدرت نرم به همراه قدرت سخت میباشد. لذا کشورهایی در این زمینه موفقند که توجه کافی به استفاده از قدرت نرم داشته باشند. از نظر نای قدرت نرم توان یک کشور برای دستیابی به اهدافش از طریق جذابیت و نه اجبار یا تنبیه میباشد. این جذابیت از فرهنگ، ایدههای سیاسی و سیاستهای یک کشور ناشی میگردد. زمانیکه سیاستهای یک کشور در نگاه دیگران مشروع به نظر برسد، قدرت نرم اعمال شده است. به نظر نای آمریکا در صورتی قادر به تسلط بر دیگران خواهد بود که با کمک به کمپانیها، بنیادها، دانشگاهها و نهادهای جامعه مدنیاش بتواند در اعمال قدرت نرم از دیگران پیشی بگیرد، در این میان فرهنگ، ایدهها و ارزشهای آمریکایی در جذب حامیان و متحدان برای واشنگتن بسیار مهم میباشد. در فصل اول این کتاب با عنوان «تغییر در ماهیت قدرت»، نویسنده ضمن تعریف قدرت نرم بر این نظر است که قدرت نرم صرفا همان نفوذ نیست قدرت نرم بیشتر اغواء یا توان برای شکل دادن به ترجیحات یا جذب اندیشه مخاطب میباشد. نای در ادامه سه منبع اصلی بازی قدرت نرم یک کشور برمیشمارد. فرهنگ آن کشور (در جاییکه برای دیگران جذاب باشد)؛ ارزشهای سیاسی آن کشور (زمانیکه مطابق با معیارهای زندگی آنها در داخل و خارج از کشور باشد)؛ سیاست خارجی آن کشور (زمانیکه در نظر دیگران مشروع و دارای اقتدار اخلاقی باشد). در بحثهای پایانی این فصل نویسنده ضمن بیان نمونههایی از تعاملات میان قدرت نرم و سخت و تأثیرگذاری این دو بر هم برای تقویت یکدیگر، ماهیت قدرت را در عصر جهانی اطلاعاتی مورد بررسی قرار میدهد. نای با تمایزگذاری میان سه نوع قدرت نظامی، اقتصادی و نرم بر این نظر است که در عصر اطلاعات قدرت نرم در حال تبدیل شدن به قدرتی مهمتر در سیاستهای جهانی میباشد.فصل دوم این کتاب به منابع قدرت نرم آمریکا پرداخته است. به نظر نای ایالات متحده بهطور بالقوه بیشترین منابع را برای اعمال قدرت نرم دارد. آمریکا نهتنها بزرگترین اقتصاد جهان را داراست بلکه نیمی از ۵۰۰ کمپانی بزرگ جهان در آمریکا قرار دارد این میزان ۵ برابر بیشتر از کمپانیهای ژاپنی که نزدیکترین رقیب آمریکا محسوب میگردند، میباشد. نویسنده همچنین به چندین شاخص اجتماعی برای نشان دادن توان بالقوه آمریکا برای ایجاد جذابیت اشاره مینماید ازجمله برنامههای رادیو و تلویزیونی و سینمای این کشور، میزان برندگان جایزه نوبل، میزان ثبتنام از دانشجویان خارجی، میزان انتشار کتب و مقالات علمی، ... جوزف نای در ادامه این فصل ضمن بررسی علل تغییرات حاصل شده در جذابیت ایالات متحده و تأثیری که این تغییرات میتواند بر دستاوردهای سیاسی بگذارد، موضوع ظهور و بروز آمریکاستیزی در جهان را بررسی و اظهار میدارد که علیرغم منابع بالقوه برای ایجاد جذابیت آمریکا به دنبال جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ تا حد بسیار زیادی جذابیتش را از دست داده است. وی در ادامه با توجه به سه منبع اصلی برای قدرت نرم یعنی فرهنگ، ایدههای سیاسی و سیاست خارجی، منافع قدرت نرم آمریکا را در این چارچوب بررسی و به ابعاد جذابیت آمریکا در نقاط مختلف جهان میپردازد. فصل سوم این کتاب با اشاره به اینکه دیگر کشورها یا بازیگران غیردولتی نیز میتوانند با استفاده از قدرت نرم خود مانع رسیدن آمریکا به اهدافش گردند و البته شاید هم به این کشور در رسیدن به اهدافش کمک کنند، به بررسی قدرت نرم کشورهای اروپایی، آسیایی و بازیگران غیردولتی پرداخته است.نویسنده در فصل چهارم این کتاب با عنوان «بکارگیری قدرت نرم» بر این نظر است که بکارگیری قدرت نرم مشکلتر میباشد چراکه بسیاری از منابع اصلی قدرت نرم خارج از کنترل دولتها و حکومتها میباشد ضمن اینکه منابع قدرت نرم اغلب بهطور مستقیم بر محیط سیاسی تاثیرگذارند و گاهی اوقات سالها طول میکشد نتایج مطلوب را ایجاد نمایند. در ادامه این فصل به تلاشهای صورت گرفته در چند قرن اخیر در بکارگیری قدرت نرم در نظام بینالملل توسط قدرتهای بزرگ بهطور مختصر اشاره شده و دیپلماسی عمومی در عصر اطلاعات مورد بررسی قرار گرفته است. در همین راستا در ابتدا به شکلگیری دیپلماسی عمومی و ابعاد این دیپلماسی شامل ارتباطات روزانه، ارتباطات استراتژیک، روابط پایدار با افراد تاثیرگذار از طریق سمینارها، کنفرانسهای مبادلات، دسترسی به رسانهها پرداخته شده است. به نظر نای هر سه بعد یاد شده در دیپلماسی عمومی نقش اساسی در کمک به ایجاد تصویری جذاب از یک کشور بازی کرده و در بهبود چشمانداز کسب نتایج مطلوب برای آن کشور تاثیرگذار میباشد. در ادامه این فصل خاورمیانه به عنوان نمونهای که در آن قدرت نرم آمریکا به چالش کشیده شده است، مورد بررسی قرار گرفته است. آینده دیپلماسی عمومی آمریکا بخش پایانی این فصل را تشکیل میدهد.در فصل پنجم و پایانی این کتاب با عنوان قدرت نرم و سیاست خارجی آمریکا، با اشاره به افزایش آمریکاستیزی در جهان در چند سال گذشته، هزینههای نادیده گرفتن اهمیت قدرت نرم توسط آمریکا تشریح گشته است.
به نقل از مناقب ابن شهر آشوب جلد4 صفحه ی 237 و بحارالانوار جلد 47 صفحه ی 123 حدیث 172 در زمان امام ششم - صادق آل محمد (ع) - یکی از یاران خراسانی به نام سهل خراسانی خدمت ایشان می رسند و حین گفتگو مکرر از ایشان سوال می کنند که:
-" آقا چرا قیام نمی فرمایید؟!! چرا تشکیل حکومت اسلامی نمی دهید؟!"
حضرت (ع) سعی می کنند که با سکوت و لبخند از کنار این موضوع بگذرند. تا اینکه شیعه خراسانی اصرار می ورزد که : "آقا چرا ... ما که هستیم! ..." و کم کم اعتراضش تندتر می شود که : "با این که حق خلافت و رهبری از آن شماست، و با این که ــ فقط در خراسان ــ صد هزار شیعه ی طرفدار و شمشیر زن دارید، چرا نشسته اید و قیام نمی کنید؟"
در این گیر و دار، امام صادق (ع) از غلام شان می خواهد که تنور را روشن کنند و بعد بی مقدمه به این عزیز هموطن! می فرمایند که: " برو و داخل تنور بنشین! "
سهل می ترسد و می گوید: "آقای من! مرا به آتش عذاب مکن.. از من بگذر که خدای از تو بگذرد."
امام دیگر چیزی نمی فرمایند
حضرت که از حال وی آگاه بود به فرمود: "برخیز و داخل تنور را نگاه کن! "
سهل برخاست، به تنور نگاه کرد و دید که هارون مکی با آرامش تمام در میان آتش نشسته است.
آن گاه امام فرمود: در خراسان چند نفر (شیعه) مثل این مرد دارید؟
سهل عرض کرد: سوگند به خدا، حتی یک نفر هم این طور نداریم.
فرمود: انا لا نخرج فی زمان لا نجد فیه خمسه معاضدین لنا نحن اعلم بالوقت.
یعنی: ما تا وقتی پنج نفر همراه ـ واقعی ـ نداشته باشیم قیام نمی کنیم... ما به زمان انجام تکلیف آگاه تریم!

این عکس قدیمی است طبیعتا!!
پی نوشت :
*انگار سرما خورده بودی مومن! همین که نگران سلامت ولی خدا بودی و نزدیک نشدی !سرت سلامت...
راستی!فقط یک چیز دیگر مومن! ولایت فقیه رابطه پدر و فرزندی نیست!
بگذریم...
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا!